پایگاه خبری هفت شهر نیوز
11:54:02 - یکشنبه 16 خرد 1395
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
داستان یک افتتاح; روزی که شهردار رشت همه وجودش سر تا پا گوش شد
در روزهایی که شاهد مراسم افتتاح پروژه ها در حوزه های مختلف شهری در رشت هستیم برای افتتاح پل عابر پیاده در مسیر یخسازی به طرف میدان جهاد در محله کوی آریا دعوت شدیم. طبق وظیفه ساعت ۱۰ صبح در این محله حضور پیدا کرده و از بدو حضورمان شاهد تجمع مردم منطقه از کودک […]

photo_2016-06-03_10-59-12
در روزهایی که شاهد مراسم افتتاح پروژه ها در حوزه های مختلف شهری در رشت هستیم برای افتتاح پل عابر پیاده در مسیر یخسازی به طرف میدان جهاد در محله کوی آریا دعوت شدیم.
طبق وظیفه ساعت ۱۰ صبح در این محله حضور پیدا کرده و از بدو حضورمان شاهد تجمع مردم منطقه از کودک گرفته تا پیر و جوان در جلوی منازلشان بودیم چون می دانستند قرار است در این روز شهردار شهرشان به این محله بیاید. احساسمان بر این بود که مردم برای مراسم افتتاح پل آمده اند در حالی که همزمان کارگران سخت کوش در حال آسفالت خیابان دو سمت پل بودند. صندلی ها در گوشه ای چیده شده و تمام عوامل اجرایی درگیر کار بودند تا همه چیز برای حضور شهردار آماده شود. از پچ پچ مردم محله که زیر گوشی حرف می زدند حس کنجکاوی ما گل کرد و با خوش رویی و گفتن سلام در کنار چند خانم خانه دار علت حضور آنها را پرسیدیم. این مادران انگار منتظر سلامم بودند چونکه بلافاصله شروع به درد دل و بیان مشکلاتشان کردند. نمی دانستم چه کاری باید بکنم و چه پاسخی به این همه درد بدهم اما زنان زیادی در این زمان دور ما جمع شده و برخی حتی اشک می ریختند. باید بگویم خودم حتی در ابتدا با بوی بدی که از سمت رودخانه می آمد دلم گرفت و این حس را داشتم که این کودکان مهربان که ما را مورد لطف خود قرار داده و به گرمی به ما سلام می دادند چگونه تعطیلات تابستان را با این آلودگی نفس می کشند و آیا حق کودکان کوی آریا تنفس هوای پاک نیست. در این زمان ماشین شهردار زودتر از زمان مقرر وارد محله شد و آقای ثابت قدم به گرمی مورد استقبال مردم قرار گرفت.
هر کسی از شهردار درخواستی داشت با درد دل اولین مادر آقای شهردار به همراه ایشان برای بازدید رفت اما بعد از دقایقی دوباره با همراهی مردم به طرف دیگر رودخانه رفت و مشکلات را از نزدیک دید. دستهای به پشت گره زده شده آقای شهردار نشان می‌داد که دیدن این همه مشکلات و نبود امکانات بر دوش او سنگینی می کند اما با همان حالت در همه ی مسیر این محله گام برداشت و فقط شنونده شد و هیچ نگفت. سیل نامه های مردمی که به سمت شهردار روانه شده بود باری دیگر ایشان را مجاب کرد که فقط شنونده باشد. کودکان که شاید آخرین روزهای امتحانات خود را سپری می کردند کتاب را رها کرده و پا به پای پدران و مادران خود همراه آقای ثابت قدم بودند که ناگهان پسرک نوجوانی گفت:«آقای شهردار من می خواهم حرف بزنم». در این لحظه مادری حرف کودک را نیمه تمام قطع کرد و گفت:« فرزندم شما فقط گوش کنید و بگذارید تا ما بزرگترها حرف بزنیم » آقای شهردار دستی به روی سر پسر نوجوان کشید و خواست که آنها هم حرفهایشان را بیان کنند.
پسرک که حالا گونه هایش از خجالت سرخ شده بود با شرمی کودکانه گفت:« ما از شما چیز زیادی نمی خواهیم فقط آسفالت کوچه ها و همچنین آماده سازی قسمتی از فضای خالی کنار رودخانه تا فقط فوتبال بازی کنیم. چون کوچه های ما خیلی خراب است و فضای ورزش هم نداریم, خواهش می کنم زمینی برای ما آماده کنید تا در آنجا فوتبال بازی کنیم». ثابت قدم پس از شنیدن حرفهای این پسر, چنان بوسه ای چون گل بر سر کودک کاشت و این گل کاشتن با غم نشسته بر چهره شهردار بسیار دیدنی بود. شهردار رشت پس از شنیدن مشکلات مردم و دریافت نامه های مکتوب آنها گفت: «امروز برای افتتاح پل آمده بودم اما دیگر افتتاحی در کار نخواهد بود. فقط به مشکلات منطقه و درد دلها گوش می کنم. آمده بودم تا در این محله کاری انجام دهم اما مشکلات این محله به حدی بود که من از افتتاح منصرف شدم.» ثابت قدم در ادامه سخنان خود کیفیت زندگی مردم این منطقه را بسیار بد توصیف کرد و اظهار داشت :«شرمنده مردم این محله شدم زیرا بعد از چند دهه از انقلاب کیفیت زندگی این محل ما را از خیر افتتاح پل منصرف کرد. چرا که موضوع پل در قبال خیل عظیم مشکلات این محل ارزشی ندارد. امروز فرصتی پیش آمد تا بنده مشکلات منطقه را بهتر و بیشتر بشناسم و تاثیر حرفهای مردم قطعا بیشتر بوده وسعی می کنم ظرف زمانی معقول مشکلات را بر طرف کنم اگر چه متولی رفع آلودگی رودخانه ها و برخی مشکلات کوچه با نهادهای دیگر است اما سعی می کنم مشکلات را رفع کنم و انشاالله دفعه بعدی که به این محله می آیم مشکلات حل شده باشد». ثابت قدم در پاسخ به سوال خبرنگار که از او پرسید مشکلات این منطقه ظرف چه بازه زمانی حل می شود, پاسخ داد: «بگذارید عمل کنم و حرف نزنم».

دیارمیرزا

تبليغات
هفت شهر نیوز هفت شهر نیوز هفت شهر نیوز هفت شهر نیوز هفت شهرنیوز هفت شهر نیوز