پایگاه خبری هفت شهر نیوز
11:07:13 - جمعه 12 خرد 1396
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
دیباچه هنر
  هنر واژه ای است که شاید مرز میان‌ صورت‌ و سیرت‌ در اثر دیداری یا نوشتاری قابل‌ تفکیک‌ نباشد و بیشتر، این‌ تمایز در تحلیل‌ ذهنی‌ قابل‌ دریافت‌ است.‌ به عنوان‌ نمونه‌ در یک‌ تابلوی‌ نقاشی، تصویری‌ که‌ بر روی‌ صفحه‌ نقش‌ بسته‌ است‌ در آن‌ واحد صورت‌ و سیرت‌ و ظاهر و باطنش‌ […]

 


هنر واژه ای است که شاید مرز میان‌ صورت‌ و سیرت‌ در اثر دیداری یا نوشتاری قابل‌ تفکیک‌ نباشد و بیشتر، این‌ تمایز در تحلیل‌ ذهنی‌ قابل‌ دریافت‌ است.‌ به عنوان‌ نمونه‌ در یک‌ تابلوی‌ نقاشی، تصویری‌ که‌ بر روی‌ صفحه‌ نقش‌ بسته‌ است‌ در آن‌ واحد صورت‌ و سیرت‌ و ظاهر و باطنش‌ چون‌ شیر و شکر در هم‌ آمیخته‌ است‌ و نمی‌توان‌ به طور عینی‌ مشخص‌ کرد تا کجای‌ این‌ تصویر، بین‌ صورت‌ و محتوا‌ هیچ گونه‌ جدایی‌ عینی‌ قابل‌ مشاهده‌ نیست، و شاید بر اساس‌ این گونه‌ نگاه‌ یکپارچه‌ به‌ اثر هنری‌ است‌ که‌ در تعریف‌ غیر ابزاری‌ از هنر، هنر به‌ نام‌ انکشاف‌ حقیقت‌ موسوم‌ شده‌ است. در مورد تعریف‌ ادبی و ابزاری‌ هنر باید قدری‌ به بیان‌ دیدگاه‌ «مارتین‌ هایدگر» در باره‌ هنر و خصوصا تعریف‌ غیر ابزاری‌ او از هنر و نسبت‌ آن‌ با دین‌ و واژه شناسی ادبیاتی، بپردازیم چراکه او یکی از تاثیر گذارترین شخصیتها در فلسفه عصر خود و حال میباشد. ماهیت‌ هنر ابزاری‌ در به‌ خدمت‌ گرفته‌ شدن، تبلور می‌یابد و درست‌ از همین‌ نقطه‌ است‌ که‌ دیگر ویژگی های‌ هنر ابزاری‌ تحقق‌ می‌یابد. ویژگی هایی‌ از این‌ قبیل‌ که‌ هنر جنبه زیبایی ‌شناختی‌ پیدا می‌کند و نوعی‌ فعالیت‌ فرهنگی‌ محسوب‌ می‌شود و به‌ عنوان‌ یک‌ کالای‌ لوکس‌ در معرض‌ بازدید بینندگان‌ در موزه‌ ها و نمایشگاه ها قرار می‌گردد. با این دیدگاه اندیشمندانی در پی تجلی هنر و زیبایی های آن برآمدند که در این میان دیدگاه روایت شناسی ژرا ژنت از آن دسته است. روایت نوعی هنر است که از نگاه ژنت، داستان هنری را به صورت گفتاری یا نوشتاری شرح میدهد. زمان نقطه ارتباط ژنت و هایدگر است. هایدگر زمان را به سه نوع زمان روزمره و زمان طبیعی و زمان جهانی تقسیم می کند، ژنت زمان را مانند یک سکه دو رو دارای دو روی دال و مدلول میداند، از همین رو جنبه پدیدار پیدایی هایدگر از نگاه ژنت هویداست. بهترین نقش اجتماعی دیدگاه هایدگر و شاید دسته بندی شش گانه مارکوزه باشد که میگوید:
۱ـ میان هنر و مناسبات مادی، میان هنر و تمامی مناسبات تولید رابطه ای مشخص وجود دارد که همراه با دگرگونی مناسبات تولید (زیربنا) هنر نیز چون بخشی از روبنا تغییر می یابد.
۲ـ میان هنر و طبقه اجتماعی رابطه معینی وجود دارد. هنر اصیل و حقیقی و مترقی مربوط به هنر طبقه رو به پیش (مترقّی) است؛ و هنر بیان کننده آگاهی این طبقه است.
۳ـ در نتیجه عامل سیاسی و عنصر زیباشناختی محتوای انقلابی و کیفیت هنر با هم تلاقی می کنند.
۴ـ نویسنده موظف به بیان و اعلام منافع و نیازهای طبقه رو به پیش است (در جامعه سرمایه داری، پرولتاریا طبقه روبه پیش است).
۵ ـ یک طبقه روبه زوال یا نمایندگان آن قادر به تولید چیزی جز هنر “منحط” نیستند.
۶ـ مقصود از واقع گرایی (رئالیسم) به هر معنا، آن شکل هنری است که ناظر بر روابط اجتماعی به بهترین وجه است و از این رو شکل هنری صحیح است.

  • محمد گلرخ سیاهرودی
  • مهندس برق و  دانشجوی کارشناسی ارشد نانو تکنولوژی دانشگاه گیلان

تبليغات
هفت شهر نیوز هفت شهر نیوز هفت شهر نیوز هفت شهر نیوز هفت شهرنیوز هفت شهر نیوز